عبد الحي حبيبى

719

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

زير زمين دفن كرده بود . « 1 » موسيو فوشه محقق باستان‌شناس فرانسه ، صنعت كوشانى را از ابتكارات دورهء كوشانى دانسته و گويد : نوعيت ستوپهاى اين دوره به سهولت از ابنيهء زمان اشوكا متمايز است . . . اگر بخواهيم اين سبك جديد را با ابنيهء مذهبى اروپا بيان نماييم بايد بگوييم ، كه سبك اشوكا سبك رومى ستوپها ( قرن 10 تا 12 م در فرانسه ) و سبك كانيشكا سبك گوتيك آنست كه از قرن 12 تا 15 م در فرانسه موجود بود ، ستوپهاى اشوكا هيچگاه به بالاى فلات ايران نيامده ، ولى ستوپهاى كانيشكا و جانشينانش به آسانى به جلگه هند راه يافته است . و حتى در حومهء جنوب شرقى پايتخت جديد پور و شاپوره ( پشاور كنونى ) امپراطور كوشان بزرگترين بتخانه را بنا نموده است . اين معبد چندين بار طعمهء حريق شده و امروز خرابه‌يى بيش نيست ، ولى ما در نتيجهء خواندن يادداشتهاى مسافرين چينى توانسته‌ايم ، خطوط اصلى آن را بشناسيم ، كه در آثار ويرانهء آن به صورت معجزآسايى يكى از اشياى مقدس كه امضا و تصوير كانيشكا روى آن ديده مىشود ، بوسيلهء ادارهء باستان‌شناسى هندوستان كشف گرديده است . « 2 » دكتور هرمان گويتز المانى كه استاد تحقيقات دربارهء هند است ، راجع به هنر دورهء كوشانى گويد : « هنر يونانى شروع به تغيير فرم هنرهاى هندى نموده و به صورت گندهارا در امد ، ولى بسيارى از محققين بر اين عقيده‌اند ، كه سبك مزبور را بايد كمتر توسعهء شيوهء يونانى و بودايى دانست ، بلكه يك توسعه شيوهء شرق ايران است ، كه بموازات آن در تحت حكمفرمايى قبايل سكاهاى جنوب شرقى و كوشان بسط يافته است و به اين حال در كشمير تا دورهء گوپتا ( قرن 3 / 4 م ) بطوريكه از ويرانهاى معابد بودايى هروان استنباط مىشود ، يك هنر كاملا خالص پايدار ماند ، و هجوم اين مردم ، دولت‌هاى يونان و بلخ و يونان و هند را منقرض ساخت ، و عناصر تازه‌يى وارد هند كرد ، كه ديگر مربوط بايران غربى و نفوذ هخامنشى نبوده ، و وابسته بشمال فلات

--> ( 1 ) - رجوع به فصل اول اين كتاب و مبحث لويكان غزنه . ( 2 ) - تمدن ايرانى 388 مقالت استاد فوشه .